تبلیغات
ماجرای دوقـــ♡ـلوهای افسانه ای - وقتی سارا و اسرا وحشی میشن!!
وقتی سارا و اسرا وحشی میشن!!
خدا اون روز رو نیاره که یکی از فسقلی هامون از دست یه نفر ناراحت شه...

یا چنگ میندازه...
یا گاز می گیره...
یا هرچی تو دستشه، پرت میکنه...

در این صورت، شما هیچ راه فراری نداری. چون اگه فرار کنی، کل خونه از جیغ های بلند و ممتد و اعصاب خردکن و گوشخراش پر میشه!
پس چاره ای نیست جز اینکه آستینتو بالا بزنی و دست مبارکت رو تسلیم دندون های تیز و کوچولوی سارا و اسرا بکنی.

و درآخر، سارا جون...اسرا جون...
ممنون که با چنگ انداختناتون، خراشی از یادگاری های ناخون ریز و کوتاهتون روی پوست بیچاره ی ما حک می کنید...
و ممنون که همیشه حاضرید با گاز گرفتنتون، طعم شوری دست ما رو تجربه کنید...
عزیزان خاله، ممنون که وسیله ای که تو دستتونه رو (چه پارچه ای باشه و چه آهنی) بدون درنظر گرفتن عواقبی مثل خرد شدن اون شیء یا خرد شدن کله ی ما، با تمام قدرت پرتاب می کنید...

اما جون خاله ها،...
تو رو خخخخدااااا این جیغ های مثل بوق اتوبوستون رو قطع کنید! گوشمون کر شد!!




[ پنجشنبه 18 خرداد 1396 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ خاله های دوقلو ] [ نظرات دوستان () ]
آخرین مطالب